![]() |
![]() |
|
| حالا که آمدی چترت را ببند در ایوان این وبلاگ جز مهربانی نمی بارد |
|
بنام یگانه سکاندار کشتی محبت
سلام در آخرین روز پائیز و در آستانه ی قرار گرفتن بلند ترین شب سال بهترین ها رو براتون آرزو دارم امیدوارم از یک پاییز دیگه از عمرمون که گذشت و داره تموم میشه قشنگترین لذتو برده باشیم! طبق روال چند سال قبل امسال هم شب یلدا رو با رادیو بگذرونید یلدای امسال از ۱۰ شب تا ۲ بامداد با رادیو جوان همراه باشید! شنیده ها حاکی از انست که این برنامه به سردبیریه آقایان ختایی و شاه رضایی و اجرای آن به عهده ی استاد مهران دوستی و رضا افتابی می باشد
امیدوارم امسال هم مثل قبل لحظات قشنگیو با رادیو و در بلنترین شب سال بگذرونیم وآرزو دارم که زمستان ۸۶ بهتر از بهار و تابستان و پاییزش برامون باشه به امید روزی که همه ی ما قدر ۱ دقیقه بیشتر با هم بودنمونو بدونیم
یــــــــــــــــادگاری: ما گنه کاریم آری جرم ما هم عاشقی ست آری اماآنکه آدم هست و عاشق نیست کیست؟ زندگی بی عشق اگر باشد همان جان کندن است دم به دم جان کندن ای دل کار دشواری ست نیست؟؟؟؟
تا بعد زیر نور ماه در امان باشی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 16:55 توسط فائقه تاجیک |
|
|
می خواستم یه وب درباره ی یه برنامه ی رادیو جوان بسازم که همیشه در موردش بنویسم اما نشد!
می خواستم نوشته هامو که هرزگاهی از روی دلتنگی به صفحه ی کاغذم معنا می بخشید بنویسم که بازم نشد اما نوشتم ! از صدای جوان ایرانی نوشتم! از آوای بلند جوونی از رادیو جوان از تمام برنامه هاش از خودش آره از صدای جوان ایرانی.... مختص یک برنامه نیست! نه ! اینجا برای همه ی برنامه هاست اینجا جایییه که من و تو شنونده بیایم و در مورد برنامه هایی که دوست داریم حرف بزنیم میگم همه ی برنامه ها چون همشو دوست دارم. از خود یک صبح یک سلام تا نمایش جوان هر روز به عشق همین برنامه هاست که از خواب بلند میشم. دلم برای پارازیت و زیر آفتاب و کوانتم تنگ میشه و برای جوونی آزاد خودمو به خونه می رسونم و منتظرم تا با سفید مثل شب آرامش بگیرم...
وقتی رفتم توی سایت پارازیت و دیدم بالاش نوشته صدای جوان ایرانی کلی ذوق کردم چون اینجا هم صدای جوان ایرانیه... ما اینجا حلقه ی وب و دوستی ای داریم که هر روز گسترده تر میشه حلقه ای که از رادیو جوان داریم حلقه ای که شنیده میشیم چون اینجا و اونجا صدای جوان ایرانیه........... یـــــــــــادگـاری: جوون باید بلا باشه رنگ رخش طلا باشه جوون باید رادیو رو بغل کنه کل بکشه رو هر چی بیکارییه اون یه خط باطل بکشه جوون باید ۸۸.۱ رو موج اف ام بگیره چشاشو خوب وا بکنه از علافی دست بشوره
تا بعد زیر نور ماه در امان باشی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 6:17 توسط فائقه تاجیک |
|
|
سلام
یه سلام داغ مرداد ماهی توی این پاییز قشنگ همون طور که قول داده بودم اینبار شعر اقای علیزاده رو که ترانه ای از خانم لاری پور هست می ذارم البته سعی می کنم مثل پست قبل اشتباه تایپ نکنم یکی از یـــادگـاری هست که خودم خیلی دوسش دارم: وقتی خواب نور و بارون میبینم دل من غربتو حاشا میکنه آینه تمام خاطراتشو از تو چشم من تماشا میکنه پنجره تو کوچه پرسه میزنه تا به یک نگاه آبی برسه یه حضور روشن و بدون شک که مثل خواب خدا مقدسه این تویی خود تویی فقط تویی یه نبض خسته ی جون من بذار باورم بشه کنارمی این سکوتو بشکنو حرفی بزن
اگه بشکنم کنار نام تو اگه تو آخر اینجا برسی به بزرگیه نگاه تو قسم من تو رو بخاطر خودت می خوام بذار این ترانه رو هدیه کنم به نیازی که تو رگهای منه بذار تا سحر بپات گریه کنم من نمازم تو رو هر روز دیدنه این تویی خود تویی فقط تویی یه نبض خسته ی جون من بذار باورم بشه کنارمی این سکوتو بشکن و حرفی بزن الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله............. (اگه اشتباه نوشتم ببخشید اخه سالن خیلی شلوغ بود و گوشای منم ناقص...) تا بعد زیر نور ماه در امان باشی |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم آذر 1386ساعت 15:40 توسط فائقه تاجیک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
حالا که امدی سلام!
من فائقه هستم! ممنون از اینکه اومدی اینجا می تونی هر چی دلت می خواد بگی! حالا که می روی خدا حافظ!!!!!!!!!!!!!! |
| پیوندهای روزانه |
|
هستم دکتر گیل ابادی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|