![]() |
![]() |
|
| حالا که آمدی چترت را ببند در ایوان این وبلاگ جز مهربانی نمی بارد |
|
اعظم الله اجورنا بمصابنا باالحسین علیه السلام و جعلنا وایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه الامام مهدی من ال محمد علیهم السلام
وقتی از معصومیت ایشان می گوییم،لبها بهم میسایند چون دو سنگ آتش زنه،جرقه می زنند و دل آدمی را به اتش می کشند سلام بر اقای قصدهای بزرگ سلام بر آقای قصدهای مرتفع،قصدهای آسمانی. السلام الیک یا ثارالله و ابن ثاره ولوتر الموتور همیشه میگن توی زندگی یه روزایی هست برای اینکه به یه چیزایی شناخت پیدا کنیم هر سال عاشورا که میشه زیارت عاشورا می خونیم،به مسجد میریم،گریه می کنیم،می فهمیم. هر سال عاشورا که میشه هوا یه عطر دیگه میگیره! هر سال عاشورا یه حس خاص داره. تا حالا چند بار شده وقتی زیارت عاشورا زمزمه می کنی،معناش تمام وجودتو پر کنه؟! تا حالا چند بار شده که بگی"اللهم لک الحمد حمد شاکرین لک علی مصابهم"؟! تا حالا به خاطر این همه عشق حسرت خوردی؟! تا حالا به"انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم" عمل کردی؟! اصلا همه ی اون زیبایی ها رو باور کردی؟! یا فقط شنیدی و گوش دادی و دل سپردی؟! راستی آیا کودکان کربلا،تکلیفشان تنها دائما تکرار مشق آب!آب! مشق بابا آب بود؟ (قیصر) تا حالا چقدر بهش فکر کردی؟! این شبا یه فرصت برامون که بگیم: " اللهم الجعل محیای محیا محمد وال محمد و مماتی محمد وال محمد" این شبا یه فرصته که قلبمونو صاف صاف بکنیم ،مثل آینه. این شبا یه فرصته که فکر کنیم،بشناسیم، دل ببندیم،دعا کنیم. توی این شبای عزیز برای همه دعا کنید یــــــــــادگـاری: خوشا از دل نم اشکی فشاندن به آبی، آتش دل را نشاندن خوشا زان عشقبازان یاد کردن زبان را دخمه ی فریاد کردن خوشا از نی،خوشا از سر سرودن خوشا نی نامه ای دیگر سرودن نوای نی نوایی آتشین است بگو از سر بگیرد دلنشین است نوای نی نوای بی نوایی ست هوای ناله هایش نی نوایی ست نوای نی دوای هر دل تنگ شفای خواب گل،بیماریه سنگ خدا چون دست بر لوح و قلم زد سر او را به خط نی رقم زد دل نی ناله ها دارد از آن روز از آن روزست نی را ناله پر سوز چه رفت آن روز در اندیشه ی نی که این سان شد پریشان بیشه ی نی سری سرمسد شور و بی قراری چو مجنون در هوای نی سواری غم نی بند بند پیکر اوست هوای آن نیستان در سر اوست به روی نیزه و شیرین زبانی عجب نبود ز نی شکر فشانی
تا بعد زیر نور ماه در امان باشی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 14:55 توسط فائقه تاجیک |
|
|
بنام یگانه ی هستی بخش
سلام یه سلام گرم و آسمونی!حالتون چطوره؟! امیدوارم روزای خوبیو توی این هوای سرد زمستونی پشت سر بگذارید. اینبار می خوام ۲تا حرف بگزنم اول: نشونی:یک ساله شد.توی اولین سالگرد برنامه ی نشونی تنها هدیه ای که استاد مهران دوستی و همکارانش از مخاطبین خواستن انتقاد بود. اگه یادتون باشه اوایل کار برنامه دو گروه داشت. گروه اول: مهران دوستی. مهدی شاه رضایی گروه دوم: مهران دوستی.مهدی زریباف یادش بخیر !وقتایی که مهدی زریباف عزیز سردبیر برنامه بود.نشونی یه حال و هوای دیگه داشت یه روز با اومدن فرشید منافی و مهدی زریباف و شیرین حسن پور خاطرات قشنگی توی ذهنامون یلداوری شد اول آرم برنامه ی مهدی زریباف: آماده کاغذ قلم دوات بنویس یه نشونی دارم برات نقشه ی جغرافیا رو بردار بگیر تو دستت درست نگه دار کشور امید همیشه ایران درست همین جا نگین دنیا.... (اگه اشتباست شرمنده یک سال پیش فقط چند بار شنیدم) یادش بخیر!امیدوارم هرچه زودتر مهدی زریباف برگرده چون جاش واقعا خالیه دوم: هفت شنبه: آره خوب تموم شد به همین سادگی! (صداقتی وار بخون) شاید دیگه حرفی برای گفتن نباشه. همه جا عطر محرم داره!همه جا شور محرم داره!عزاداریاتون قبول برای همه دعا کنید یادگاری این پست یکی از متنهای آخر هفت شنبه هست.به امید اینکه یه روز همه ی هفتایی ها برگردن اما اگه برنگشتن نمیگم بی خداحافظی رفتن چون شاید خداحافظی خیلی قبل تر باهامون کرده باشن یــــــــادگـاری: تقدیر همیشه حرف خودشو می زنه! تقدیر نه به من نه به تو اجازه نمی ده که راه خودمونو بریم!تقدیر گاهی مچ ما رو سر بزنگاه به هم رسیدن می گیره!تا حالا چقدر شده که سلام نکرده مجبور شی بری؟ تا حالا چند بار شده از نصف راه برگردیو ادای موندن اختیاریو دربیاری؟تا حالا برای این همه غصه دلت لرزیده؟تا حالا پا پس کشیدی؟تا حالا مجبور شدی همه چیو بذاری و بری؟تقدیر همیشه حرف خودشو می زنه!چقدر سخته که برای آخرین بار بگی خداحافظ!تا حالا چند بار گفتی خداحافظ؟ چند بار؟ آه از این همه خداحافظی.. خداحافظ.... (شاید این متن دلیله خوبی برای بی خداحافظی که نه بی خبر رفتنشون باشه) تا بعد زیر نور ماه در امان باشی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 10:57 توسط فائقه تاجیک |
|
|
بچه که بودم بهم گفتن خدا مهربونه! گفتن خدا دوسم داره.گفتن اگه اشتباهی بکنی خدا به بزرگیش می بخشه. بچه که بودم گفتن خدا بهترینه. بهتر از هر کس دیگه ای. گفتن عبادتش کن٬بندگیشو بکن. گفتن خدا همه جا هست!هیچ وقت تنهات نمی ذاره.
اما فقط گفتن و من شنیدم. بزرگتر که شدم گفتن نماز بخون و من بدون هیچ دلیلی که خودم بهش رسیده باشم خوندم٬نماز خوندم که فقط بنده ی خوبی باشم. حالا فقط چند سال از اون روزا گذشته.حالا مهر خدا همه ی وجودمو پر کرده! حالا من با اون روزای عمرم یه تفاوت بزرگ دارم. من حالا خدا رو به خاطر بزرگیش٬بخاطر خودش٬ بخاطر خودم٬ بخاطر شناختی که ازش پیدا کردم ستایش می کنم.گاهی برای شناختن خدا ٬برای لرزیدن قلبت٬ یه بهونه٬یه تلنگر لازمه. من اون بهونه ها رو توی قرار شبانه پیدا کردم.توی ایمان و صداقتی که حرفای حاج آقا سرلک داشت. با قرار شبانه دل بی قرار من قرار پیدا کرد. من فهمیدم. من همه ی قشنگیه دعا و نیایش و عشق و انتظار و از ۲ شنبه شبها یا همون سه شنبه ها بعد از اذان صبح با حرفای علی ضیا درک کردم. ماه رمضان امسالم عطر فیروزه ای گرفت.ماه رمضان امسال تا صبح بیدار می موندم . با شبهای فیروزه ای دعا کردم برای همه. نماز صبحمو اول وقت خوندم.بعضی وقتا چند صفحه ای از جزء قران زمزمه کردم. با قرار هر سال شب ۲۱ رمضان دوباره متولد شدم و از نو زندگی کردم. و حالا سفیدیه شبو از بین همه ی تاریکی هایی که دنیای اطرافمو پر کرده حس می کنم آره من همشو با رادیو فهمیدم. من با رادیو درک کردم. اشک ریختم. سبک شدم.شناختم. با رادیو ای به نام جوان. رادیو ای برای جوان اما چند وقتیه که میگن در شان جمهوریه اسلامی نیست!!!!! چند وقته که بعضی ها حتی تسنیمشو باور ندارن. شنیدم چند وقت پیش یکی از خبرگذاری های همین جمهوریه اسلامی! با مدیراش رفتار خوبی نداشته؟!! شنیدم میگن بعضی از... راستی چرا میگن؟ اصلا اونا چندتا از برنامه های رادیو جوانو پیوسته گوش دادن که حالا شایعه ها مختلف می سازن؟! ای کاش همه ی ما با عدل حرف می زدیم. کاش رفتارمون بر اساس جمهوریه اسلامیه واقعی! بود کاش.. در آخر قرار برنامه ای مخصوص حلقه ی وبلاگ نویسان رادیو جوان ساخته بشه (اطلاعات بیشتر در وبلاگ یه شنونده) نهضت جوانان عاشورایی هم مطمئنا یکی دیگه از برنامه ی جالب و حیرت انگیز رادیو جوان میشه . (اطلاعات بیشتر در وبلاگ شب سفید.) جنبش خط خطیا هم جنبش قشنگیه که پاتوق خط خطیا راه اندازی شده( اطلاعات بیشتر وبلاگ خط خطیا) یـــــــادگـاری: چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟ بیاید از عشق صحبت کنیم! تمام عبادات ما عادت است به بی عادتی کاش عادت کنیم...
تا بعد زیر نور ماه در امان باشی
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 14:22 توسط فائقه تاجیک |
|
|
الحمد و لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی بی ابیطالب
بنام خالق بی همتا سلام یه سلام آسمونی ! و یه سلام به قشنگیه یه روز عید... امیدوارم حالتون خوبه خوب باشه! عید غدیر عید ولایت و به همگی تبریک میگم . امیدوارم همه ی ما شیعه ی راستین علی (ع ) باشیم خیلیها از کوتاه بودن پست گذشته گله داشتن که من همین جا ازشون عدر خواهی می کنم اما با شروع شدن فصل امتحانا و خوندن کتابهای مدرسه و دانشگاه اصولا آدم کم پیدا میشه. اما به این دلیل نیست که دیگه اصلا نیاد میاد اما کم امیدوارم همه ی دانشجو ها و دانش آموزای خوب توی امتحاناشون موفق باشن به سید ها سیده خانم های عزیزم خیلی خیلی تبریک میگم در اخر هم خبری از رادیو جوان: شاید دست اول نباشه اما خوش حال کننده هست: وبلاگ آقای دکتر گیل آبادی دوباره درست شد یــــــــــــادگـاری: ز لیلی من شنیدم یا علی گفت به مجنون چون رسیدم یا علی گفت مگر این وادی دار المجنون است؟ که هر دیوانه دیدم یا علی گفت..... تا بعد زیر نور ماه در امان باشی |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم دی 1386ساعت 8:49 توسط فائقه تاجیک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
حالا که امدی سلام!
من فائقه هستم! ممنون از اینکه اومدی اینجا می تونی هر چی دلت می خواد بگی! حالا که می روی خدا حافظ!!!!!!!!!!!!!! |
| پیوندهای روزانه |
|
هستم دکتر گیل ابادی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|