تبليغاتX
صدای جوان ایرانی
حالا که آمدی چترت را ببند در ایوان این وبلاگ جز مهربانی نمی بارد
دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد؟!

چون بشد دلبر و با یار وفا دار چه کرد....؟

سلام، حالت چطوره؟! خیلی دلم برات تنگ شده! از آخرین باری که همو دیدیم چند ماهی میگذره، توی این مدت همش به خودم میگفتم کاش بار آخر هیچ وقت نمیدیدمت! کاش اون روز نبودی و با نگاهت آتش به این قلب خسته ام نمیزدی!! میدونی چند وقته که ازم سراغی نگرفتی؟؟

راستی اینو هیچ وقت بهت نگفتم...خیلی وقتا میخوام بهت زنگ بزنم و بات صحبت کنم اما به خودم این اجازه رو نمیدم....هر وقتم که زنگ میزنم و اس ام اس میزنم بعدش پشیمون میشم...می دونی چرا؟؟چون حس مسکنم عوض شدی....دیگه حسم نمیکنی!

آخه انگار خیلی از یادت رفتم....

یادته یه روزی گفتی دوستم داری؟ یادته چه ساده بودم و دوستیتو باور کردم؟؟ هنوزم همون قدر احمقم....هنوزم فکر میکنم دوسم داری..آخه نگاهت اون روز آخر که همش نگاهم میکرد که دروغ نبود......بود؟

 دلم میخواد فقط تو بگی و گوشام پر از صدا و نفس تو بشه

  

یادته یه روز بهم گفتی با همه فرق دارم؟ میدونی شاید یکسال از اون حرفت گذشته....و من مثل هر حرف دیگه ای باور کردم.بار آخر گفتی یکی هست عین توئه....میدونی با اون حرفت چقدر شکستم...میدونی چه حس بدی بهم دست داد؟؟ حس کردم تمام مدت یه بازیچه بودم...یه عروسک....

تا یادم نرفته ، دلم خیلی برای دستات تنگ شده....یادته چقدردلم میخواست دستامو بگیری و همش در پی دستات بودم؟ یادته دستای سردمو همیشه لای دوتا دست مهربونت گرم میکردی؟ یادته دستامونو کنار هم میذاشتیم تا تفاوت رنگاشونو نگاه کنیم و به این همه خریتمون می خندیدم!!

یادته چقدر اذیتت کردم؟؟؟ یادته چقدر دلمو شکوندی؟؟

یه روزایی دلم میخواست که از یه نفر بدم بیاد. از یه نفر که حس کردم تو رو ازم گرفت...از یه نفر که وقتی آخرین بار دیدمت پیش اون بودی....اما هر کاری کردم نتونستم....فقط روز به روز بیشتر دوسش داشتم...هنوزم خیلی دوسش دارم..میدونی چرا؟ چون اون یه آدمه که تو واقعا دوسش داری...یه آدم که میدونم دوستت داره...

یه آدم که بهم گفت بچه....یه آدم که یه روز اس ام است که برای اون سند میکردی اشتباهی برای من اومد...میدونی چه حالی شدم وقتی خوندمش؟؟ دلم میخواست اون لحظه هیچ وقت دوسِت نمیداشتم...دلم میخواست هیچ وقت دل لعنتیمو به عشقت خوش نمیکردم تا اون شب بهاری نشینم و زار زار گریه کنم... دلم میخواست اون روز بهت بگم چقدر بدی. اما مگه میشه تو بد باشی؟ من بدم و "شاید اگر بد نبودم تنهایم نمیگذاشتی"....

یادته هربار که زنگ میزنم آمار اونو ازم میخوای؟؟ یادته یه بار بخاطر اون سرم داد کشیدی؟ یادته با اون چه مهربون بودی و با من چه ....

ولش کن....تو که منو میشناسی...از هیچ کس بدم نمیاد....تنها تونستم مهر اونو تو دلم بیشتر کنم تا باورم بشه تو بهترینو دوست داری...فقط تونستم تو و اونو بیشتر دوست داشته باشم، همین

راستی چند روز دیگه ام تولدشه، یادته وقتی براش کادو خریده بودی، یه دفعه افتاد رو زمین..اومدم برش دارم و ببینمش اما نذاشتی...اون روز خیلی خیلی از دستت عصبانی شدم...اون روز باورم شد که اصلا نمیشناختمت..باورم شد دوسم نداری.

ببین چه دلتنگم...راستی چرا بهم گفتی "ناراحت شدم تو خوشحال باش؟"یعنی من از ناراحتیت خوشحال میشم؟ چه زود از یادت رفت عقایدم......

آخه تو که سطر سطر عشق منو خوندی، تو که جرعه جرعه ی احساس منو سر کشیدی...تو که میدونی چقدر دوستت دارم اما این همه دلتنگی من بس نیست برای تموم شدن این روزا؟...

یادته یه روز یه شعریو که خیلی دوست داشتم برات نوشتم و تو همون موقع اونو برای یکی دیگه نوشتی و وقتی بهت اعتراض کردم همه ی نوشته ها و شعرایی که برات نوشته بودمو پاره کردی و دعوامون شد؟؟

اون روز یکی بهم گفت سنگ دل....اون نمیدونست اما تو که میدونستی من که دلی ندارم که از سنگ باشه....تو که میدونستی وقتی ناراحت باشی من مییرم و وقتی ازم دلخور باشی من نمیتونم حرف بزنم.... تو که همه رو میدونی....تو که ادعای دوست داشتن منو میکردی....چی شد یادت رفت؟..

چی شد که یادت رفت..همه اون لحظه ها..همه اون خاطره ها. همه ی اون لبخندها...منو.... چه زود یادت رفت؟؟

یادته وقتی گریه میکردم گریه میکردی و وقتی بغض میکردی بغض میکردم؟

من چه بچه بودم و زود باور....."او" راست میگفت و راست میگه....من خیلی بچه ام...

اما ای کاش این طور بی رحم تنهایم نمیگداشتی و نمیرفتی....کاش یکبار دیگه لااقل میگفتی که دوستت دارم....کاش دست کم میموندی و کنارم بودی...کاش فقط یک بار میگفتی که تو هم دلت برام تنگ میشه ...می دونی چه تنها شده ام....؟؟!!!

راستی تو هنوز گریه میکنی؟؟؟

یادته اون روز اون پایین  صدای هق هقت همه جا را پر کرده بود؟؟

یادته وقتی بهم رسیدیم

  آروم و بی صدا بدون اینکه کسی بفهمه اشکهامون گونه هامونو بوسید؟یادته یا اونم مثل هزار حرف گفته ،مثل هزار خاطره و لبخند، مثل دنیای کوچیک دوستیه من یادت رفت  

عزیز دلم..

..وقتی بغضم رو برات مینویسم چشمام مثل همیشه بی تابی میکنن....وقتی تو نیستی و فراموشم کرده ای چه بگویمت که

این همه دلتگی ام را التیام دهد..چه بگویمت که یادت بیاد هنوز همدیگر را دوست داریم.

"به تموم واژه ها شک میکنم برو دیگه اما اسممو نبر

هیشکی مثل من نمیشه نا امید هیشکی مثل تو نمیره بی خبر

به تموم واژه ها شک میکنم حسی امروز تو رو از من میگیره

دوس دارم دوباره برگردی ولی واسه برگشتنه تو خیلی دیره

به تموم واژه ها شک میکنم واژه هایی که بن بست میرسن

طفلکی چشمای خیس من و تو هنوزم برای هم دلواپسن"

(جبار کاکائی)

آخرین باری که پستهامو  خوندی........کی بود؟؟؟

آخرین باری که میلم و پاسخ دادی...چه بود؟

میدونی توی این چند ماهه تنها دل خوش کرده ام به تنها عکسی که از اون روزها برام بیادگار گذاشتی...میدونی روزی چندبار نگاهش میکنم...

میدونی چند وقته که از رادیو برات نگفته ام...میدونی دلم می خواست این جا بودی و آغوشت پناه شانه ی بی پناهم بود؟

امروز تولدته.....تولدی که نیستی تا برات جشن بگیرم....تولدی که میگه تو یک سال دیگر را هم بزرگ شدی تولدی که دوستش دارم....

راستی عکس تولد یک سالگیت یادته؟؟ یادته گمش کردم و داشتم سکته میکردم که یکدفعه پیدا شد؟؟ یادت می آید اونو بهم ندادی و گفتی دیگه مثلشو ندارم و

هرچی اصرار کردم گفتی نه...

اگر امروز دستم بود حتما میگذاشتمش روی وبم تا همه ببینند زیباترین من چه دلربایی میکرده در همان آغاز کودکی....

اگر امروز بود همه میفهمیدند تو چه هستی و من چه ساده از دست دادمت

حرفهای ناگفته ام زیاد است...اینجا کسی عشق مرا نمیخواند....آخر چه توقعی ست وقتی تو همه را پاک میکنی...چه توقعی ست وقتی نمیدانی هیچ کدام از حروف ناگفته ام را ..وقتی که تو" برای همیشه رفته ای"

هی......همنفس همیشه ی لحظات دلخوشیه من...... ...

 تولدت هزار بار مبارک

یـــــــادگاری:

قهر مکن ای فرشته روی دلا را

ناز مکن ای بنفشه روی زیبا

طعنه و دشنام تلخ، این همه شیرین؟

چهره پر خشم و قهر ، این همه زیبا؟

ناز تو را میکشم به دیده ی منت.

سر به رهت مینهم به عجز و تمنا

از تو به یک حرف ناروا نکشم دست

وز سر راه تو دلربا نکشم پا

لب به لب جام و سر به سینه ی ساقی.

آه که جان میدهد به شاعر شیدا

 

تا بعد زیر نور ماه در امان باشی
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 0:14  توسط فائقه تاجیک | 

مدير راديو جوان به همراه تعدادي از مديران ديگر اين شبكه از ايسنا بازديد كردند

مدير راديو جوان به همراه چهار تن از مديران اين شبكه سه‌شنبه (اول بهمن ماه) از خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) بازديد كرده و با خبرنگاران بخش‌هاي مختلف اين خبرگزاري به گفت‌وگو نشستند.

به گزارش خبرنگار سرويس راديو ايسنا، در اين بازديد كه با هدف تعامل بيشتر اين دو رسانه صورت گرفت، شيرين تركمندي(مدير گروه دانش و جوان)، ناصر عابديني (مدير طرح و برنامه)، دانش صبح‌خيز(مدير پخش) و حميد تاجيك (مدير اجرايي)، مسعود احمدي مدير راديو جوان را همراهي مي‌كردند.

در اين روز همچنين دقايقي از بازديد مديران راديو جوان، به حضور در نشستي با حضور مديرعامل و خبرنگاران سرويس راديو ايسنا اختصاص يافت و مسعود احمدي (مدير راديو جوان) و جمال رحيميان (مدير عامل ايسنا) مطالبي را درباره فعاليت‌هاي سازمان‌هاي تحت مديريت خود بيان كردند.

در اين نشست جمال رحيميان با اشاره به زمان آغاز به كار و نحوه فعاليت ايسنا در اين چند سال، علاقه‌مندي خود را نسبت به نقدهايي كه از سوي راديوي جوان متوجه اين خبرگزاري مي‌شود، اعلام كرد.

مديرعامل ايسنا همچنين با اشاره به وجه مشترك جوان بودن اين خبرگزاري با شبكه‌ي سه و راديو جوان، در اين باره خاطرنشان كرد: ما به‌ سازمان صدا‌وسيما و خصوصا شبكه سه سيما و راديو جوان به دليل وجوه مشترك جواني آنها با ايسنا، بسيار علاقه‌منديم.

بر اساس اين گزارش، مدير راديو جوان نيز در اين نشست با يادآوري سابقه همكاري خود در اواسط دهه‌ي 60 با جهاد دانشگاهي، به اين مساله اشاره داشت كه خلاقيت از همين محدوديت‌ها شكل مي‌گيرد.

او از ايسنا به عنوان فرزند شايسته جهاد دانشگاهي ياد كرد و افزود: بر اساس رصدهايي كه داشته‌ام ايسنا همواره در ميان سه خبرگزاري اول كشور قرار دارد و اين ويژگي به ‌دليل قابليت جوان بودن اين خبرگزاري است؛ دليلي كه ما مصر بوديم در اول بهمن‌ماه و همزمان با سي‌امين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي به رغم حجيم بودن كارهايمان، دراين محل حاضر شويم هم، همين مساله است.

مدير راديو جوان همچنين در بخشي از سخنانش با اشاره به اينكه راديو جوان به دوان بلوغ خود رسيده، اين ويژگي را حاصل تلاش خود، همكارانش و مديران قبلي اين شبكه راديويي دانست.

او همچنين با اشاره به رويكردهاي مهم راديو جوان، ايراني بودن و حفظ روحيه پرسشگري و در عين حال پاسخ به پرسشهاي جوانان در كنار يادآوري حقوق و تكاليف به جوانان را از دغدغه‌هاي اصلي اين شبكه برشمرد

پ ی و ن د:

ساعتی پیش از سپیده از رادیو جوان

پ ی و ن د:

مستند تحولات علمی پس از انقلاب از" رادیو جوان"

پ ی و ن د :

این روزا تولد یکی از عزیزانمه...تولد یه دوست خوب..یه حلقه ی وبی..

۵  بهمن دو ساله که بهم میگه مرجان عزیزم یک ساله دیگه از بودنشو ثبت کرد...مرجان عزیز من تولدت مبارک

پ ی و ن د:

نظر سنجی برای بودن یا نبودن نود!

 

پ ی و ن د:

وبلاگ محبوبما "هامش" چند روز پیش دچار سانسور و فیلتر شد...

جناب آقای مرادیان تا این طرفداران هماش خانه تان از فرق این هامشگاه دق نکرده اند لطفا یک وب جدید بسازید...ما همگی چشم براه خواندن مطالب زیبای شما هستیم....

 

تا بعد زیر نور ماه در امان باشی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 17:7  توسط فائقه تاجیک | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
حالا که امدی سلام!
من فائقه هستم!
می نویسم.از صدای جوانی ایرانی، شاید کسی بگذرد و بخواند
و شاید امتداد امواج مبهم و سردرگم افکار من به ابتدای امواج قشنگ وآروم رادیو برسه
شاید!!!

حالا که می روی خدا حافظ!!!!!!!!!!!!!!

پیوندهای روزانه
هستم
دکتر گیل ابادی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
پیوندها
فرامرز آرمان
زیباتر از زندگی(شهرام بهرامی نژاد)
ناگهان نگاه
هامش(حامد مرادیان)
رویا صدا (سعید پورمحمودی)
نوشته جات(حامد جوادزاده)
یه شنونده(اقای حسینی)
دیگه(مجتبی امیری)
به هیچ عنوان(مهدی استاد احمد)
عبید شاکی(رضا ساکی)
به نام نامی او(دکتر امینی)
پرواز شب(شاهین شرافتی)
انکارما(میثم فکری)
یک سبد ترانه(رضا عزتی)
آبیانه ها(نادر ختایی)
وصال سبز(فرهاد مجلسی)
آخرین بیکران(حامدمشکینی)
شبستانه(عباس محمدخانی)
بید مجنون(فاطمه صداقتی)
بینام تو(افشین حسین خانی)
ایوون(حسن صنوبری)
مرثیه ای برای یک رویا (اشکان صادقی)
ساده ام..همین(قاسم اورنگی)
احتمال(وحید نیکوقدم)
کوچولو می نویسد(شکوفه موسوی)
تندیس ماه
انوشه میرمجلسی
خیلی اتفاقی
"راوی عزیزتر از جان"
شهد زندگی
رادیو+جوان=رادیوجوان!
منو رصد کن! من ستاره ی دنباله دارم.
جنون والقلم
هفتایی ها و فرزاد حسنی
قرار شبانه
عشق حقیقی
دل نوشته ها
درد و دلهای من
سیب نقره ای
استاد سینمای ایران
ارزوی سندس
چشمه ی فیروزه ای خدا
می نویسم تا عشق
صداهای اشنا
ارکیده هاشمی
غزل ناب جوانی
طپش جوانی
نسلی از نوع جوان
صدا صدای جوانی جوان جوان ایرانی
جوانان رادیو جوان
حس ششم
اثر انگشت
هنر هفتم
دلم گرفت
خورشید بانو
هواداران رادیو جوان
ساز مخالف
زندگی من
متفاوت اما دوست داشتنی
انعکاس رویا
نشونی به وقت امروز
رادیو جوان
بودای طلایی
سندس سبز
وایستا همین جاست!شبکه رادیویی جوان
چشم سوم
ارکیده ی تنها
صدای جاودان شبکه جوان
آتنه فقیه نصیری
رادیو جوون
زندگانی
حوا
گل یاس
گل ارکیده
دل نوشته های بارانی
عشق خیالی
سارا جون
آری اغاز دوست داشتن
صدای پشت دیوار شنیدنی است
سلام حضرت عاشق
تمنا
رازمهر
دوستانه
به آسمان نگاه کن
آره دادا (پیروز عزیز)
مهریار ناظمی
زیست شناسی مدرن
منظومه ی مجنون"ستاره ی شب"
بغض شب
لوک مست(الهه نازم)
سرزمین سکوت(مریم نازنینم)
نفس های بی هدف
نتها ی یک نی لبک
وبلاگ شخصی هدی فلاح
وبلاگ هنرمندان مرکز نمایش رادیو
پرستو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM