![]() |
![]() |
|
| حالا که آمدی چترت را ببند در ایوان این وبلاگ جز مهربانی نمی بارد |
|
دیگه از دیدن فیلمهای تکراری تلوزیون خسته شده بودم.از محدودیتها و چهارچوبهایی که حتی توی برنامه های زنده هم دست از سر مجری ها برنمی داشت.از اینکه نیمه شب تلوزیونو روشن میکردوم هیچی جز برفک نمیدیدم رادیو تنها چیزی بود که شبا گوش میدادم.اونم رادیوای که دکلمه هاش قشنگ بود اما برای من نبود. اما هرچی بود ازتی وی بهتر بود.یه شب ساعت ۱۲ موج رادیومو تغییر دادم.ساعت ۲ بود که شنیدم: ساعت ۲ بامداد.اینجا تهران است رادیو جوان!!! نمی دونم چی شد اما خوابم رفت و صبح انگار نه انگار که رادیوای هم بوده به کارای همیشگیم ادامه دادم بعد از ظهر یاد رادیو افتادم.رادیومو روشن کردم انرژی و هیجان بینظیری بهم دست داد فرشید منافی با همه ی هیجانش داد زد: روی خط جوونی.......انقدر روی خطو دوست داشتم کههمیشه سر ساعت حاضر بودم. زهره هاشمی و فرشید منافی و مهدی زریباف و شیرین حسن پور .... همه ی حرفاشونو میزدن!ترانه ها و اهنگها !همه چیز عالی بود. از اونجا شروع شد.حالا بجایی رسیده که رادیو همه ی زندگیم شده روی خط حرفاشو زد.به جوونی به وقت فردا اجازه ی حرف زدن ندادن!چون تحمل واقعیاتو نداشتن! جوونی آزاد هست. سهمیه بندی نشد. الان من هستم و رادیومو حلقه ی وب و کلی دوست که از رادیو جوان دارم. الان چیزایی از رادیو جوان و رئیسش یاد گرفتم که اندازه ی یه دنیا تجربه ست. قرار شبانش!شب ۲۱ رمضانش! سفیدیه شبش ! حلقه ی وب و حرفای دکتر گیل آبادی یکی از بهترین خاطرهاست نمی دونم تو هم مثل من وقتی خبر استعفای دکتر گیل آبادیو شنیدی چقدر جا خوردی؟! نمی دونم چقدر باورش کردی؟! اما همین کافیه که فعلا تموم شده(البته امیدوارم) بنظر تو کی دست از سر رادیو جوان وبرنامهاشو مدیرشو برنامه سازاش بر میدارن؟؟؟!!! کی میخوان به این شایعه ها و تهمت ها پایان بدن؟! کی میخوان تمومش کنن تا جوونی کنیم؟! ما هستیم تا رادیو هست!تا رادیو جوان هست. تا روزی که دکتر گیل آبادی هست. دکتر گیل آبادی ای که به "شنیده میشوید" تحقق بخشید رادیو هست ! دکتر هست! حلقه ی وب هست! ما هستیم. یـــــــــــــــادگاری: من مناجات درختان را هنگام سحر رقص عطر گل یخ را با باد نفس پاک شقایق را در سینه ی کوه همه را میشنوم میبینم. من به این جمله نمی اندیشم. ای سراپا خوبی تک و تنها به تو می اندیشم تا بعد زیر نور ماه در امان باشی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 14:44 توسط فائقه تاجیک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
حالا که امدی سلام!
من فائقه هستم! می نویسم.از صدای جوانی ایرانی، شاید کسی بگذرد و بخواند و شاید امتداد امنواج مبهم و سردرگم افکار من به انتهای امواج قشنگ و آسمونیه رادیو برسه شاید!!! حالا که می روی خدا حافظ!!!!!!!!!!!!!! |
| پیوندهای روزانه |
|
هستم دکتر گیل ابادی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|