![]() |
![]() |
|
| حالا که آمدی چترت را ببند در ایوان این وبلاگ جز مهربانی نمی بارد |
|
شرمنده ام ،گفته بودم دست بر دیوار دور آن ور دریا میزنم و تا هزاره شمردن چشم می گذارم
گفته بودم غبار قدیمی تقویم را از شیشه های شعر و خاطره پاک میکنم گفته بودم صدای سرد سکوت این سال ها را با سرود ستاره برهم نمی زنم،اما دوباره دل دل این دل در مانده تو را میان سایگاه کتاب و کاغذ کرد هی همسفر همیشه تنهایی ام،در این شام تولدم بگذار تا امواج رادیو هم گزینه ای از آروزهای دور و نزدیک من باشد بگذار صدای جوانی را امشب هزاران بار رساتر،هزاران بار عاشق تر بشنوم بگذار امشب یک بار دیگر کنار امواج جوانی ببارم بگذار امشب نیز"صدای جوان ایرانی"لنگرگاه دلتنگی هایم باشد یـــــــادگـاری: من از تبار غزل های سهل و ممتنع ام....
(قسمتی از نوشته ی بالا برای اقای سینا میباشد) تا بعد زیر نور ماه در امان باشی |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 19:25 توسط فائقه تاجیک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
حالا که امدی سلام!
من فائقه هستم! ممنون از اینکه اومدی اینجا می تونی هر چی دلت می خواد بگی! حالا که می روی خدا حافظ!!!!!!!!!!!!!! |
| پیوندهای روزانه |
|
هستم دکتر گیل ابادی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|