![]() |
![]() |
|
| حالا که آمدی چترت را ببند در ایوان این وبلاگ جز مهربانی نمی بارد |
|
توی هیاهوی دنیا،توی شلوغی خیابونا،توی زندگی،دقیقا همون وقتایی که بی تابی!
وقتایی که حتی نگاه کردن ادما بهت هم خسته ات میکنه وقتایی که میخوای خالی از تلاطم باشی بدون خشونت،میخوای حتی دور از سیاست مسخره روز باشی همون وقتایی که از بی عدالتی خسته میشی یه چیزایی هست که ارومت میکنه.یه چیزی هست که همه ی غمهاتو از یاد میبره و انرژی بهت میده. یه چیزی که حس کنی بهت دروغ نگه،یه چیزی که باهت رو راست باشه شاید یه چیزی مثل رادیو.... رادیو ای که هنوز که هنوزِ بین این همه رسانه های جور واجو،باز هم طرفدارایی داره که باهاش زندگی میکنن. رادیو ای که قصه ی شبش لالایی خیلیها بوده. رادیو ای که همیشه هست تا سکوت نباشه.اینکه گوش کنیم و دل بسپریم.
اینم یه بهانه برای سالگرد رادیو.... رادیو دوست داشتنی من ۶۸ سالگیت مبارک
یادگاری: گوش کن،جاده صدا میزند از دور قدمهای ترا. چشم تو زینت تاریکی نیست. پلکها را بتکان،کفش بپا کن و بیا. وبیا تا جایی،که پر ماه بهدانگشت تو هشدار دهد و زمان روی کلوخی بنشیند با تو و مزامیر شب اندام ترا،مثل یک قطعه آواز به خود جذب کند. پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت: بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق تر است.
تا بعد زیر نور ماه در امان باشی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 18:11 توسط فائقه تاجیک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
حالا که امدی سلام!
من فائقه هستم! ممنون از اینکه اومدی اینجا می تونی هر چی دلت می خواد بگی! حالا که می روی خدا حافظ!!!!!!!!!!!!!! |
| پیوندهای روزانه |
|
هستم دکتر گیل ابادی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|